تبلیغات
وبلاگ هیئت آل یاسین - به مناسبت ولادت ان بزرگ حامی ولایت زینب کبری (س)
با سلام   ورود شما را به وبلاگ هیئت آل یاسین - تهرانسر خوش آمد می گوییم.   ***   اخبار به روزرسانی :  تصاویری از دسته ی عزا - روز شهادت حضرت زهرا (س)(بخش تصاویر)   ***   مجموعه ی نرم افزار های پرکاربرد (بخش نرم افزار)

زینب(س) مرجع فکری و عملی

 


دخت بزرگ علی(ع) و یادگار پنج تن آل عبا تمام فضائل انسانی را از آنان به ارث برده بود. در علم و فصاحت و بلاغت،وارث امیرالمومنین علی(ع)بود،گویا سخنان علی از حلقوم و زبان زینب جاری می گشت.
او وارث خاندانی بود که سر سخت ترین دشمن آنان «یزید» درباره شان گفت:
اینان خاندانی هستند که فصاحت و دانش را از پیامبر به ارث برده و آن راهمراه شیرخوارگی از پستان مادر می مکند!!
امام زین العابدین(ع) پس از شهادت پدر به شدت مریض بود.از سویی ضعف جسمی و از سوی دیگر سختگیری های شدید بنی امیه سبب ناتوانی ایشان در جوابگویی به مراجعین بی شمار شده بود.زینب کبری با شایستگی تمام جانشین ایشان شد،مرجع فکری و علمی جهان تشیع گردید و فتاوی لازم را صادر نمود تا از این طریق نیاز شرعی و علمی مردم را برطرف سازد و امام معصوم را نیز که از سوی«اُمویان»مورد تهدید بود نجات دهد.
اگر فرماندار مدینه آن بانو را به دستور یزید تبعید کرد به دلیل همین مرجعیت فکری و علمی بود که مورد توجه هزاران انسان فداکار و مؤمن بود1.

زینب و مرجعیت حدیثی
حضرت زینب(س) از سال شش هجری تا شصت و یک هجری از نور اهل بیت استفاده نمود و زندگی اش فقط یک سال و نیم بعد از شهادت امام حسین(ع) دوام یافت.زینب(س) مَحرم راز دل مادر بود و بیشترین احادیث فاطمه زهرا(ع)،از طریق ایشان روایت گردیده است.
مرحوم«طبرسی»در کتاب «اعلام الوری»و«جاحِظ»در کتاب«البیان والتبیین»به این حقیقت اشاره می کنند و می گویند:خلاصه کلام ای که زینب،عقیله بنی هاشم احادیث زیادی را از مادرش فاطمه نقل نموده است.
1.علی اکبر،بابازاده، سیمای زینب کبری(س)،تهران،1381،ص66
حتی ابن ابی الحدید در جلد شانزدهم شرح نهج البلاغه اش خطبه مفصل و تاریخی فاطمه زهرا(ع) را از دختر پنج ساله آن حضرت، زینب کبری، نقل نموده است.
مرحوم صدوق رضوان الله علیه که یکی از بزرگان شیعه است بسیاری از احادیث حضرت زهرا را از زبان زینب(س) آورده است.
فاضل در بندی می نویسد:زینب آنچنان شایسته بود که توانست علوم«بلایا و منایا» را از پدرش امیرالمومنین به دست آورد و همچون سلمان،میثم و رشید هجری و...از گذشته و آینده جهان و سرنوشت افراد خبر دهد که مهمترین این اخبار حدیث شریف «اُم ایمن»است که اوضاع کربلا،احوال شهدا و اسرای اهل بیت را از پیش نقل نموده و این حدیث را به امام سجاد و دیگران توضیح داد.
زینب از جد بزرگوارش رسول خدا،پدرش علی مرتضی،مادرش فاطمه زهرا،برادرانش امام مجتبی و سیدالشهدا،اسماء و دیگر شخصیت ها،احادیث بسیاری نقل نمود و امام سجاد،عبدالله بن عباس،عبدالله بن جعفر،فاطمه صغری دختر امام حسین و دیگر راویان حدیث از ایشان احادیثی را نقل کرده اند.
در این زمینه علما و دانشمندان و محدثین بزرگ اهل سنت نیز اتفاق نظر دارند که زینب زنی فوق العاده تیز هوش،عاقل،فصیح و بلیغ بود و احادیث بسیاری از مادرش فاطمه،ام سلمه،اسماء و...نقل نموده است1.
کلاس تفسیر برای بانوان کوفه
امیرالمومنین علی(ع) پس از ربع قرن خانه نشینی سرانجام زمام حکومت اسلامی را به دست گرفت و مردم کوفه در جنگ بصره(جمل) با فداکاری تمام از آن حضرت حمایت کردند، آن بزرگوار طی نامه ای از مردم آن شهر تشکر کرد و مرکز حکومت را نیز از مدینه به کوفه انتقال داد.آنگاه دستور داد زینب کبری در کنار شوهرش با احترامی خاص به این شهر منتقل گردد.بدین صورت زینب کبری در طول پنج سال خلافت علی(ع) در این شهر سکونت یافت و مورد احترام زنان و مردان بود.
1.همان.ص67
زنان کوفه متوجه علوم و کمالات زینب(س) شدند و نمایندگانی به حضور علی(ع) فرستادند که اجازه دهد از محضر دخترش استفاده کنند،زیرا این دختر تجسم زهرا(ع) در میان مردم کوفه بود.از آن پس کلاس درس شروع شد و جنب و جوش عجیبی در میان زنان کوفه به وجود آمد.
زنان کوفه در این مجالس بر تفقه دینی و اطلاعات قرانی دست می یافتند و سرشار از علم و کمال به منزل برمی گشتند.
زینب روزی در کلاس درس به تفسیر«سوره مریم»رسید،خواست نخستین آیه این سوره را شرح دهد.امیرالمومنین از موضوع باخبر شد،از دخترش پرسید:
ای نوردیده!شنیده ام برای بانوان کوفه تفسیر«کهیعص» را بیان می کنی؟گفت:بلی.علی(ع)فرمود:این کلمه رمزی است بر مصیبت شما اهل بیت. سپس اوضاع کربلا را تشریح کرد و حضرت زینب با صدای بلند شروع به گریه کرد.
آری زینب(س) در علم و تقوی، فصاحت و بلاغت به مادرش زهرا(ع) و پدرش علی(ع) مشابهت داشت.او پنج سال تمام برای زنان کوفه تعلیم و تدریس کرد و جایگاه خاص اهل بیت را به آنان شناساند.به این دلیل،زنان او را با دل و جان دوست داشتند1.
علم و دانش علیا مخدّره زینب(س)
از نظر عقل و دین؛علم و دانش از بهترین سجایای بشری و ارزشمند ترین صفات انسانی است، و این انسان نشاًت یافتهً از خاک، ارزشی پیدا نمی کند مگر بداشتن علم و دانش،و تا انسان فاقد علم و دانش باشد ارزشی ندارد.قرآن کریم می فرماید:«هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون» یعنی:آیا کسانی که عالم هستند با کسانی که جاهل هستند برابرند؟آری علم و دانش آدمی را به حقایق امور راهنمایی می کند و موجبات رسیدن به سعادت و کمال و رضایت خداوند را فراهم می آورد.و همان طور که در حدیثی از رسول خدا (ص) نقل شده که ایشان بین دو نفر که یکی عالم و دیگری عابد بود فرمود:«فضل العالم علی العابد کفضلی علی
1. همان،ص69
ادنی رجل من امتی».یعنی:برتری عالم نسبت به عابد مانند برتری من نسبت به پائین ترین شخص امت من است.و نیز فرمود: اهل بیت من خاندان علم هستند و همچنان که اطفال از شیر تغذیه می کنند،امت من از دانش و بینش اهل بیت من می آشامند،هر کس بیشتر از سرچشمه فضیلت و علم آنها بهره مند گردد،درونش روشن تر گردد.
و حضرت زینب(س) حامل علم و دانش بود که با نیروی الهام در وجودش نقش بسته بود؛چنان چه شیخ جعفر نقدی هم می فرماید: علم آن علیا مخدره مانند علم سایر صنوف بشری نیست و از باب علم امامت سیراب گشته،و از سنخ معلومات ما نیست،بلکه به وسیله الهامات غیبیه و افاضات نبویه و تعلیمات علویه(که معلمین مادی جهان را بدان راهی نیست )علم و دانش را فرا گرفته،و با نیروی ایمان بوده که توانسته از منبع علم غیبی سرچشمه بگیرد،و از تهذیب نفس جد و پدر و دو برادر والا گوهر خود علم و تربیت فرا گیرد.مَثل علیا مخدره زینب(ع) و علم؛مانند براده و آهن ربا است.آن مخدره به قوه مغناطیسیه گردد ذرات قدس نبوی و علوی و حسنی و حسینی را جذب کرده و در اطراف او همواره نور علم و دانش پرتو افکن بوده است،و او به قدر استعداد خود از این بزرگواران بهره برده است و پهلو به پهلوی مقام و مرتبه سامی ذوحظ علیم و رتبه خاصه امامت و ولایت قدم زده است و به وسیله ریاضات حقهً شرعیه و عبادات جامعه ،شرایط حقیقیه و مواظبت بر ذکر خداوند عالم،موفق به مقامات کشف و شهود گشته است،در حدیث وارد است«من اخلص لله تعالی عمله اربعین صباحاً انفجر ینابیع الحکمهَ فی قلبه و من قلبه علی لسانه».یعنی:کسی که چهل روز عمل خود را برای خدا خالص گرداند خداوند چشمه هایی از حکمت در قلبش به وجود می آورد که از قلبش به زبانش جاری می شود.
و در حدیث دیگر می فرماید:«لیس العلم فی السماء فینزل علیکم و لا فی تخوم الارض فیخرج لکم تخلقو باخلاق الروحانین یظهر لکم». یعنی: علم در آسمان نیست که بر شما فرود آید و در شکم زمین نیست که بر شما بیرون آید بلکه اخلاق خود را با اخلاق روحانی بسازید تا علم برایتان آشکار شود.
و شکی نیست که حضرت علیا مخدره زینب(س) تمام مدت عمر فقط برای خداوند متعال بر می خواست و قدم می زد،چگونه منابع علوم در قلبش ظاهر نشود و چگونه از قلبش به زبانش جاری نشود؟از طرف دیگر کسی که معلم او رسول خدا(ص)،و امیر المومنین(ع) مربی او باشد و فاطمه زهرا(س) از پستان عصمت و طهارت به او شیر داده باشد طبیعی است که دارای قدرت بیان و فصاحت و بلاغت و علم و عمل و کمال به تمام معنی باشد. پس آنچه را که فاضل در بندی نقل کرده است جای تعجبی ندارد که علیا مخدره زینب(س) تمامی علم را از پدر بزرگوارش فرا گرفته است و مانند جمعی از اصحاب،چون:سلمان،ابوذر،رشید هجری و میثم تمار،دارای اسرار بوده است،و خطبه او در مجلس یزید بیانگر این مطلب است.و همچنین می گوید:حضرت زینب(س) افضل از آسیه و مریم بنت عمران است و بهترین دلیل ادعای ما کلام حضرت سجاد (ع) است که می فرماید:«یا عمه!انت بحمداللّه غیر عالمة غیرمعلمة و فهمة غیر مفهمة» مضمون آن یعنی:«ای عمه!بحمدالله تو ذاتاً دانا و آگاه هستی»و همچنین در بحارالانوار درا کمال الدین صدوق حالات او نقل شده،که.احمد بن ابراهیم گفت:در سال 262بر حکیمه دختر امام جواد (ع) وارد شدم،وی از پس پرده با من سخن می گفت،من گفتم آیا می توان به کسی که با زنی وصیّت نموده اقتدا نمود؟
حکیمه خاتون فرمود:در این امر به امام حسین(ع) اقتداء کن،که آن حضرت وصیت خویش را در ظاهر با خواهرش زینب در میان نهاد.
و در احکام و علوم هر چه برای ایشان ظاهر می گشت به علیا مخدّره حضرت زینب(س) منسوب بود،زیرا تقیه اقتضاء می کرد که احکام و علوم را به حضرت علی بن الحسین(ع) نسبت ندهند تا اسباب بد اندیشی و رذالت مخالفان فراهم شود. و از این خبر معلوم می شود که آن مخدّره دارای منزلت و مقام نیابت از امام بوده،و بدیهی است که این مقام آن چنان شریف و بلند مرتبه است که جز معصومین و بعضی از اولیای خاصهً الهی به آن مقام نایل نخواهند شد.شئونات جلیله و مقامات جمیله،نزدیک به مرتبه امامت و ولایت است لذا بلایا را با شهامت استقبال می کرد و در تمام موارد چنان مناعت طبع از خویش بروز می داد و همه جا هیبت ریاست منزلت خود را ابتکار می فرمود،که در خور هیچ سلطانی مقتدر نبود،چنان که در بین خطبه ها و کلمات او خواهی شنید و این شئونات مخصوص مقام نبوت و امامت است و آن مخدّره اگر دارای اصل و مرتبه امامت و ولایت نبود،ولی به جایگاهی رسیده بود که ما بین او و مرتبۀ امامت و ولایت دیگر واسطه نبود و اگر از این مقام تجاوز می کرد،به مرتبه ولایت و امامت نازل می گردید1.
کلاس های تدریس و تعلیم حضرت زینب(س)
جزائری می نویسد: در ایامی که امیرالمومنین (ع) در کوفه تشریف داشت،آن مکرمه در مجلسی در منزل خود برای زن ها تفسیر قران بیان می فرمود؛یکی از روزها در حالی که تأویل(کهیعص) را بیان می فرمود،امیرالمومنین(ع) وارد شد و فرمود:ای نور دیده!شنیدم تفسیر کهیعص را می نمائی عرض کرد:بلی یا ابتاه فدایت شوم،فرمود:ای نور دیده!آن رمزی است که در مصیبت وارده بر شما عزیزان پیغمبر(ص) وارد شده است، سپس مصایب و بلایایی را که بر آنها وارد می شد،برای آن مخدٌره بیان فرمود؛پس ناله و گریه آن مظلومه بلند شد.
در کتاب بحرالمصائب آمده است یک سال بعد از ورود امیرالمومنین(ع) به کوفه،زن های محترمه آن شهر توسط مردان خود به آن حضرت پیام فرستادند که آن چه شنیده و فهمیدیم جناب زینب خاتون عالمه و تالی تلو بتول و جگر گوشه رسول مانند مادرش ستوده سیرت و از جمله جهانیان برتر است،اگر اجازه فرمایید بامداد که یکی از اعیاد مخصوصه است در خدمتش مستفیض شویم، امیرالمومنین(ع) اجازه داد...پس زن های کوفه به مجلس آن مخدٌره آمدند و با کمال خضوع و خشوع به زیارتش نائل شدند و مقاصد و مطالب خویش را به عرض او رسانیده و از محضر آن بزرگوار استفاده کامل را بردند.
1.حسین،دریاب نجفی،زندگانی حضرت زینب(علیهالسلام)،تهران سازمان تبلیغات اسلامی،1364،ص28-25
پاره ای ازاحادیث که از مخدٌره نقل شده
در این بخش نام روایاتی که از آن بزرگوار نقل شده است آمده،و هر کدام در جای مناسب به تفصیل بیان خواهد شد:
1-حدیث ام ایمن از رسول خدا (ص)،درباره اخبار،وقایع و حوادثی که بعد از او بر اهل بیت عصمت وارد می شد.
2-حدیث خطبه فدکیه که از مادرش حضرت صدیقه کبری(ع) روایت می کند که شیعه و سنی در صحت صدور این خطبه متفق هستند.
3- وصیت پدرش امیرالمومنین (ع) هنگام ضربت خوردن به فرزندانش امام حسن و امام حسین(ع) که چگونه او را دفن نمایند و بیان قبری که حضرت نوح(ع) برای حضرت امیرالمومنین حفر نموده بود. و این که فرزندانش در دنیا به ناملایماتی چند گرفتار شوند و مردمی که ادعای دین دارند و خود را مسلمان شمارند به آنها اذیت و آزارها برسانند.
4-حدیث جفنه نزول مائده است که عمادالدین محمد علی الطوسی در کتاب ثاقب المناقب از حضرت زینب (س) روایت می کند که روزی رسول خدا (ص) بر حجره فاطمه (ع) وارد شد و از او طعام طلب کرد و آن مخدّره از خداوند مائده خواست و برای او آمد و حدیث طولانی است.
5- حدیث مشتمل بر حرمت صدقه بر اهل بیت(ع)
6- حدیث متضمن کیفیت ولادت حضرت امام حسین(ع)،که خراز رازی آن را در کتاب کفایةالاثر روایت کرده است.
7-حدیث درباره عبادت مادرش فاطمه(س)،که عبدالله محض از پدرش حسن مثنی و او از مادرش فاطمه بنت الحسین و او از عمه اش زینب کبری(س) روایت می کند که مادرم فاطمه زهرا(س) در محراب عبادت می ایستاد به قیام و قعود و سجود تا طلوع آفتاب مشغول بود و همواره برای مؤمنین دعا می کرد و هیچ گاه برای خود دعا نمی کرد؛ روزی امام حسین(ع) عرض کرد :ای مادر چرا برای خود دعا نمی کنی فرمود : فرزندم!الجار،ثُمٌ الدٌار.
عرفان و معرفت زینب(س)
زینب کبری(س) برای رسیدن به مرحله معرفت و شناخت که مقام والای بندگی است برنامه ها داشت و از دوران کودکی راه آن را می پیمود. او انسانی فوق العاده و دارای عقل و درایت بود تا جایی که با معرفت و شناختش از خدا،علی امیرالمومنین،پدر عرفان را به تعجب وا داشت.آنجا که گفت:
«با زبانی که «واحد» گفته ام «اثنین» نمی گوییم!!» زیرا مولا علی(ع) از زینب در دوران کودکی خواست بگوید :«واحد» بی درنگ زینب گفت:واحد،سپس خواست بگوید :«اثنین»زینب جواب نداد!چون ازعلتش پرسید او گفت: با زبانی که «واحد» گفته ام «اثنین» نی گویم!حضرت چون زینب را اینگونه دید، او را در آغوش گرفته و چشمانش را بوسید.
و در قضیه دیگری آمده است که امیر المومنین(ع) زینب را در آغوش گرفته بود،و او را نوازش می کرد،در این حالت زینب از پدر پرسید:«پدر جان! تو ما را دوست داری؟جواب داد:چگونه دوست ندارم که شما میوه دل من هستید.زینب گفت:این دوستی(حبّ) مخصوص خداوند است،شفقت و مهربانی برای ماست.»
حتی بدون شرح و تفسیر این حدیث هم روشن است که دختر دو یا سه ساله با این معرفت در چه درجه ای از معرفت سیر می کند و چگونه به مرتبه کمال رسیده است که امام سجاد در برابر او خضوع می کند و می گوید:«سپاس خداوند را که تو بدون معلم،دانا و بدون استاد،فهیمی»
و امام حسین(ع) در وداع آخر خطاب به خواهر عارفش می گوید: خواهرم زینب! مرا در نمازهای شب فراموش نکن1!!
عرفان در میدان عشق
هنگامی که ابا عبدالله الحسین(ع) در میدان عشق شهید شد،زینب از خیمه خارج گشت و رو به میدان قتلگاه آمد و گفت: وَ اَخاه وا اسیراهٌ واَهلُ بَیتاهُ،لَیتَ السماءُ اَطبقَت عَلَی الارض، وَ لَیتَ الجبال تَدَکدَکَت عالَی السهل.
1.علی اکبر،بابازاده، سیمای زینب کبری(س)،تهران،1381،ص92
سپس در کنار بدن پاره پاره برادر قرار گرفت و در حالیکه هزاران دشمن بی رحم او را احاطه کرده بودند، با خون گلوی برادر پیشانی خویش را رنگین کرد و سپس دستهای مبارکش را زیر جسد آن حضرت نموده کمی او را بلند کرد و گفت:
«بار الها! این قربانی کم را از ما آل محمد قبول کن.»
زینب پس از این جملات که همه را مبهوت کرده بود شروع به شیون کرد، آن چنان که دوست و دشمن را به گریه درآورد. نظیر این عمل را در مورد فرزندان خود کرد، آنان را پیش امام حسین آورد و با فروتنی گفت:
«خداوند جهاد را از زن برداشته بنابراین من نمی توانم جهاد کنم. ولی این دو قربانی را از من بپذیرید!! همان طوری که جدٌم خلیل الرٌحمن قبول فرمود!! حسین جان! اگر مجاز بودم و هزار جان داشتم همه را فدا می کردم.»
آری، زینب شناخت و معرفت را از علی و زهرا آموخت و با عبادت و نیایش آن را تحکیم بخشید. در طول زندگی اش نوافل را ترک نکرد،حتّی در مسیر شام، در سخت ترین دوران اسارت سجاده اش را کنار نگذاشت و آنی از یاد خدا غافل نماند. با عبادتها و ناله ها و ندبه هایش دشمن را وادار به عقب نشینی کرد و آل امیٌه را منقلب کرد و آنان را همره خود علیه یزید بسیج ساخت.
با این معرفت هنگامی که در کوفه سر از محمل بیرون کرد و خطاب به مردم با اشاره فرمود:«ساکت باشید!» نفس ها در سینه ها حبس گردیدند! و حتّی صدای زنگ شترها خاموش شد.
بدین وسیله دانستند که آن بانو با قدرت معنوی بر جامعه و قلبهای مردم مسلط است هر چند او همیشه از این قدرت استفاده نمی کند.
حجاب و عفت
حجاب و عفت برای زن همچون صدفی است برای گوهر كه آن را از گزند خطرها مصون می دارد و در برابر بیگانگان و بد اندیشان بیمه می كند . از سوی دیگر این عمل باعث آرامش جامعه به ویژه جوانان است و آنان را از گرفتاریهای اخلاقی و جنسی بازداشته و خانواده ها را از متلاشی شدن ، گرایش به فساد و ... باز می دارد .
قرآن مجید در « سوره نور آیه 31» درباره حجاب بانوان تاكید كرده است و زنان و دختران پیامبر و اهل پیت عصمت و طهارت به عنوان الگوهای جامعه اسلامی از این جهت مسئوولیت بیشتری دارند . زیرا آنان انسان هایی دارای دو شخصیت هستند . چون علاوه بر خودشات به پیامبر خدا نیز نسبت داده می شوند بنابراین باید مراعات بسیار كنند . در « سوره احزاب، آیه 30 » می خوانیم كه :
یا نساءَ النبِی من یاتِ بفاحشه مبینهٍ یُضاعَف لها العذاب ضعفَین .
زنان پیامبر هرگاه گرفتاری خلافی گردند، كیفر آنان دو برابر دیگران خواهد بود .
خداوند در آیه بعدی به طور صریح می فرماید :
ای زنان پیامبر ! شما مثل سایر زنان جامعه نیستند . هنگامی كه با مردان بیگانه برخورد می كنید به طوری سخن بگوئید كه آنان حتی از آهنگ صدایتان سوء استفاده نكنند .
همچنین در « آیه 59 سوره احزاب » با مقدم داشتن زنان و دختران پیامبر بر سایر زنان جامعه می فرماید :
ای پیامبر خدا به زنان و دخترانت بگو كه روسری های بلند را بر خود فرو افكنند.
در آیه 215 سوره شعراء رسول خدا موظف می گردد كه پیش از دیگران ، بستگان خود را نذار كند و آنان را به خدا و روز رستاخیز متوجه سازد . در سخنی دیگر به آنان می فرماید : سوگند به خدا من اگر چه برای همگان پیامبرم ،ولی برای شما رسالت خصوصی دارم1.
یحیی مازنی می گوید :
من مدت زیادی در همسایگی خانه امیر المومنین سكونت داشتم در طول این مدت نه قامت زینب را دیدم و نه صدای او را شنیدم ! او هر گاه می خواست جد
1.همان ص93
بزرگوارش را زیارت كند شبانه از خانه خارج می شد . برادرش امام حسن از طرف راست ، امام حسین از طرف چپ و امیر المومنین پیشاپیش او حركت می كردند مولای متقیان قبل از رسیدن به روضه مبارك پیامر چراغها را خاموش می كرد .
روزی امام حسن از علت این كار پرسید حضرت علی در جواب فرمود نمی خواهم چشم بیننده ای به زینب خواهرت بیفتد .
اگر چه زن موجودی اجتماعی است و می توالند مانند مردان فعال باشد و با حفظ حجاب و تقوای لازم در تمام امور اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و ... نقش خویش را ایفا كند ، ولی زینب (س) در شرایط عادی نخواست خود را نشان دهد و از پرده عفعف خارج شود . حتی در شهادت مادر وپدر كسی زینب را ندید . اما در صحنه كربلا و تعقیب نهضت حسینی وظیفه ای دیگر پیش آمد .
او این درس ها را از مادرش زهرا فرا گرفت كه حتی از مرد بیگانه نابینایی كه به خانه اش آمد دوری گزیند . او نه تنها راضی نبود چشم نامحرم به او بیفتد بلكه خود را نیز از نگاه به نامحرم خودداری می كرد ولی در هنگامی كه حمایت از ولایت علی (ع) و ستیز با غاصبین ، تكلیف دیگری را رقم زد . در حالیكه میان زنان و كنیزان حركت می كرد به مسجد آمد ،پرده ای آویختند و ایشان از پشت پرده آغاز سخن نمود .
پرستش ونیایش

حضرت زینب سلام الله علیها با معرفت و شناخت خدا در راه او و برای رضاى او حركت می كرد. عمرش را به امورى اختصاص داد كه هدف نهایی آن كسب رضاى الهى بود. بیشتر ساعات زندگانی او به عبادت سپرى مى شد.
از سوى دیگر در خانواده اى جشم به جهان گشود و رشد و نمو یافت كه همه پایه گذاران عبادت و عبودیت بودند و دیگران عبادت و نیایش را از آنان آموختند1.
1.همان ص 83
عبادت خانواده زینب
قرآن مجید به صراحت بیان مى كند كه رسول خدا نصف شب و گاهى دو ثلث شب را به عبادت میگذراند و هرگز احساس خستگی نمی كرد آن چنان ییش مى رفت كه همسرانش گاهى بر وى تذكر می دادند:
شما نیازی به این همه عبادت ندارید زیرا خداوند شما را در غفران همیشگی قرار داده است .
ایشان در جواب می فرمودند :
او لَم اَكونَ عَبدا شكوراً
آیا بنده سپاسگزار خدا نباشم ؟
باز قرآن شهادت می دهد كه آن بزرگوار آنقدر به نیایش و نماز پرداخت كه پاهایش متورم گشت و خداوند به او تذكر داد كه ما خواهان این همه زحمت ومشقت نیستیم.
امیرالمومنین در عبادت و نیایش الهی به آنچنان كمالات و قربی رسید كه خداوند بر وجود او مباهات كرد و آیاتی درباره او نازل فرمود . از جمله ،آیه نهم سوره زمر است كه طبق نقل اكثر مفسرین در شان آن بزگوار آمده است .
« ابن ابی الحدید » امام اهل سنت معتزلی درباره عبادت آن حضرت می نویسد :
عابدان نیایش و پرستش الهی را از علی (ع) آموختند . امیر المومنین غرق عبادت بود و هر گز نماز شب را ترك نكرد . حتی در شبی كه تهاجم عمومی بود و حمله همگانی آغاز شد و سرنوشت جنگ رقم خورد (لیله الهریر ) علی (ع) نماز شب را ترك نكرد !
زمانی كه تیرهای دشمن از راست و چپ و بالای سر او می بارید ،سجاده نماز شبش را باز كرد و در شبی چنین حساس از آن باز نماند .
مادرش فاطمه نیز همچون جد و پدرش اَ عبَدالناس ( یعنی عابدترین مردم ) بود ، آن چنان عاشقانه و خستگی ناپذیر عبادت می كرد كه پاهای مباركش مانند پدر بزرگوارش ورم كرده بود . امام حسن (ع) می گوید :
شبی مادرم را دیدم كه تا طلوع فجر مشغول عبادت بود .
امام حسن و امام حسن نیز غرق عبادت خدا بودند و برای كسب رضای الهی با پای پیاده به زیارت خانه خدا مشرف می شدند ،بیشتر ایام را به روزه داری می گذراندند ، و در بعضی روایات آمده كه در شبانه روز هزار ركعت نماز می گذراندند . در حال نماز یا در مقدمات آن رنگ رخسار شان از ترس خدا و عظمت خالق به زردی می گرایید!
حضرت زینب در آغوش چنین جدی بزرگوار ،پدر و مادری عارف و عابد و در كنار برادرانی كه در عبادت حد و مرز نمی شناختند تكامل یافت و در حقیقت وارث همه آنان گشت .
عبادت زینب (س) در كربلا
كربلا سرزمین عض و عبادت است و كاروان حسنی با یاری دادن دین خدا و ریختن خون پاك خود آن ارزشمند تر كرد و به جهانیان شناسداند . زینب كبری (س) نیز در صف عاشقان به عبادت می پرداخت . او شب عاشورا را با امام حسن (ع) درد و دل كرد و سرنوشت آینده و تكلیف پر مسئولیت خویش را ترسیم كرد . ا.و بیشتر آن شب را به راز و نیاز و خواندن قرآن و نماز پرداخت و تا صبح چنین گذشت .
دختر امام حسین (ع) حضرت فاطمه صغری گوید :
و اما عَمَتی فَانها لَم تَزل قائمه فی تلك الیله ، ای عشاره من المحرم فی محرابها تستغیثُ الی ربها و ما هدات لنا عین و لاسكنت لَنا زَفرهُ.
عمه ام زینب ، شب عاشورا در محراب عبادتش پیوسته مشغول عبادت بود و با خدا راز و نیاز می كرد و از او یاری می طلبید ، تمام چشم ها در این شب ، گریان و پریشان بود .
حضرت امام سجاد (ع) می فرماید :
ما تَرَكت تَهجدَها لله طوُلَ دَهرِها حتی لیله الحادی عَشر من المحرم
زینب كبری هرگز در عمرش نافله شب را ترك نكرد ، حتی شب یازدهم (شام عاشورا ) كه غرق گرفتاری و ماتم عزیزان بود .
نماز نشسته ؟!
در شرع مقدس اسلام نمازهای نافله را می توان ایستاده یا نشسته خواند، ولی باید دانست كه ثواب نماز ایستاده ، دو برابر نماز نشسته است . حضرت زینب همچون سایر اهل بیت به این نمازها و تهجدها اهمیت بسیار می داد و همیشه آنها را ایستاده برگزار می كرد . امام سجاد (ع) می فرماید :
زینب در طول راه شام هرگز نافله شبانه را ترك نكرد و با تمام گرفتاری و مصائب وارده به موقع آن را انجام می داد . شبی دیدم عمه ام نشسته نماز می خواند ! و این برایم بی اسبقه بود . علت آن را جویا شدم . او در جوایم گفت :برای اینكه سه روز است در اثر گرسنگی دچار ضعف گشته ام . آنگاه امام خود اضافه می كند : عمه ام زینب سهم خوراك خویش را به بچه ها تقسیم كرده بود زیرا در شبانه روز فقط یك عدد نان بما می دادند .
شمه ای از فضایل زینب (س)
این بانوی بزگوار به مانند مادر بزگوار خود ، حضرت فاطمه (ع) ابعاد مختلف وجودی داشته است كه ما به گوشه ای از آنها اشاره می كنیم .
شكی نیست بزرگترین وسیله تقرب به درگاه پروردگار متعال و وصول به مقام قرب و كمال ،عبادت و بندگی در پیشگاه مقدرس او است و هر كس به هر مرتبه و مقام كه رسیده از این راه دست یافته است . این آیه تامل برانگیز و جالب قرآن كریم اساساً هدف خلقت را عبادت ذكر كرده و می فرماید :
و ما خَلَقتُ الجِن و الانس الا لیَعبِدونَ .
نیافریدیم جن و انس را جز برای آن كه مرا بپرستند»
البته عبادت خدا صرفاً به خواندن چند ركعت نماز و یا انجام سایر عبادتهاى بدنى و مالى به تنهایی نیست، بلكه معناى عبادت- چنان كه علمای لغت ذكر كرده اند- غایت خضوع و ئسلیم و اظهار ذلت در پیشگاه خدای تعالی است كه نماز و روزه و سایر اعمال، مصادیقى است از آن مفهوم كلى و راهى است براى رسیدن به آن مقام عالى كه به دستور شرع مقدس و رهبران اسلام باید انجام داد. و این را هم باید دانست كه عبادت دوجنبه دارد: جنبة فعل و جنبة ترك، و به همان گونه كه در مداواى بیمار پرهیز از غذاهاى مضر مهمتر از انجام كارهاى لازم و خوردن دارو است، در باب عبادت و رسیدن به كمال انسانیت و هدف خلقت نیز، ترك گناه مهمتر از به جا آوردن و انجام عبادتهای بدنی و مالى است و از همین رو در روایاث فرموده اند: « ان اَشَدَ العباده الوَرَع ؛ سخت ترین عبادت ، ورع و پارسایی از گناه است » و فرمودند « اَفضلُ العباده العفافُ؛ بهترین عبادتها پاكدامنی و پارسایی است »
بارى دامنة این بحث وسیع است و ما به همین چند جمله اكتفا كرده و شاهد این سخن را از زندگانى بانوى قهرمان داستان كربلا، حضرت زینب كبری (س) برای خواننده محترم می آوریم :
از نیشابوری (ییك از مورخان ) نقل شده كه گفته است :
« زینب در فصااحت و بلاغت و پارسایی و عبادت همانند پدرش علی (ع) و مادرش فاطمه (س) بود .»
از برخی تاریخ نگاران دیگر نقل شده كه می نویسد : «تهجد و شب زنده داری زینب (س) در تمام مدت عمرش – حتی در شب یازدهم محرم – ترك نشد . از حضرت سجاد (ع) روایت شده كه فرمود در آن شب عمه ام زینب را دیدم در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است »
مرحوم بیرجندی در كبریت / احمر می گوید : زا برخی مقاتل معتبرازامام سجاد (ع) نقل نشده كه فرمود : عمه ام زینب با تمام مصیبتهایی كه بر او وارد شده از كربلا تا شام هیچ گاه نوافل خود را ترك نكرد .
نیز روایت كرده كه چون امام حسین (ع) برای وداع زینب آمد از جمله سخنانی كه به او فرمود این بود :
« یا اُختاهُ لا تَنسینی فی صلاه الیلِ ؛ خواهر جان مرا در نماز شب فراموش نكن .»
در باره شب عاشورای زینب (س) از كتاب مثیر الحزان از فاطمه دختر امام حسن (ع) نقل شده كه درباره حضرت زینب می گوید :
« وَ اما عَمتی زَینَبُ، فَانها لَم تعَزَل قائمهً فی تِلكَ الیله – اَی عاشره من المُحرَمِ . فی محرابها تستغیثُ الی رَبها ، و ما هدات لَنا عینٌ و لاسكنَتَ

ارسال توسط منتظر
لوگو


صفحات جانبی
پایگاه های هیئت

در یافت لوگو

<P align=center><A title=""

 href="http://www.aleyasin-tehransar.mihanblog.com/" target=""><IMG style="WIDTH: 168px

; HEIGHT: 106px" border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://up.vatandownload.com/

images/upuoianezcrwz5eye0lj.gif" width=146 height=103></A></P>


در یافت لوگو

 <P align=center>

<A title="" href="http://www.aleyasiniha.

blogfa.com/" target=""><IMG border=0 hsp

ace=0 alt="" align=baseline src="http://up.vatandownload.c

om/images/3eysc4toid6nfophti1c.gif" width=160 height=95></A></P>

نظر سنجی
کیفیت برنامه های هیئت را چگونه ارزیابی می کنید؟





آرشیو مطالب
پیوند های روزانه